المقداد السيوري (مترجم: بخشايشى)
91
كنز العرفان في فقه القرآن (فارسى)
يهود به عنوان انكار نسخ ( نسخ قبله بودن بيت المقدس ) گفتند ، چه چيز مسلمانان را از قبلهشان بازگردانيد . برخى گفتهاند كه گويندهء سخن مذكور ، منافقين مدينه بودند از آن جا كه بر طعن و ضربه زدن به رسول خدا ( صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) طمع داشتند برخى گفتهاند : گويندهء آن سخن ، مشركين مكّه بودند و ( در پاسخ سخن سرزنش بار آنها مىگفتند : پيامبر اكرم ( صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) به زادگاه خود و قبله آباء و اجدادش علاقه دارد و زود است كه به دين آباء خود ( بتپرستى ) برگردد . پس اين آيه ، نازل شد : « بگو مشرق و مغرب از آن خداوند است » « 1 » ؛ يعنى خداوند مالك شرق و غرب و تمام أمكنه است و هر يك از مشرق و مغرب را بخواهد ، طبق صلاح ديد خود ، به سبب رو نمودن به سوى آن ، برترى و شرف مىبخشد و هر طرفى را خواست قبله قرار مىدهد ) . با آنكه خداوند در جهت و سمتى دون سمت ديگر نيست و اينچنين نيست كه خداوند در يك سمت مخصوصى بوده باشد كه اگر نمازگزار از آن سمت منحرف شود ، از خداوند ، منحرف گرديده باشد . بلكه به طور مساوى خداوند مالك تمام و همهء مكانهاى شرق و غرب مىباشد و نسبت مكانها با خداوند نسبت مالك و مملوك بودن است ، به آنچه كه مورد اهميّت است و معيار و ملاك مىباشد ، توجّه دل و جان نمازگزار است كه بايد در حال نماز به سوى خداوند باشد و امّا توجّه صورت نمازگزار كه بايد به سمت معيّنى باشد ، در واقع ، نشانهاى براى توجّه دل و جان نمازگزار به سوى خداوند سبحان مىباشد . و نظر بر اينكه همهء مكانها در قبله واقع شدن ، مساوى و يكسان هستند ، لذا آنچه كه باعث ترجيح و برترى مىشود ، دستور و فرمان الهى است . قرعهء فال به نام هر سمتى و جهتى اصابت كند ، همان جهت صاحب برترى و فضيلت خواهد بود ؛ و الّا جهت و سمت ، خصوصيّتى ندارد و مراد از مشرق و مغرب ، دو قسمت از زمين است كه كرهء زمين به آن دو قسمت تقسيم مىشود كه چيز ديگرى در بين مغرب و مشرق باقى نمىماند . زمخشرى فرموده است : مراد از مغرب و مشرق شهرهاى مشرق و مغرب مىباشد . لازمهء اين سخن اين است كه بيابانها و خرابهها از اجزاى مشرق و مغرب نباشد ، پس قول زمخشرى بىاساس است .
--> ( 1 ) . سوره بقره ، آيه 144 .